خرید بک لینک
از یکی دو روز پیش، مهراد سرماخورده و گلوش ناراحته و سرفه میکنه. دیشب هم استفراغ کرد. هر جا باشه میگرده و خودش را به آجی یا اتاق آجی میرسونه. پریشب که حالش خیلی بد بود؛ آجی تا ساعت حدود 9صبح نگهش داشت. دیشب هم تا ساعت 3ونیم. بعد که اومد پیش من استفراغ کرد.

امروز رفتم اداره. فردا مرخصیم تمام میشه.

فعلا که جایی پیدا نشده.

خاله مینو بغلش کرد و جلوی مبل گذاشتش. بعد رفت توی آشپزخونه. مهراد از مبل رفت لالاو رفت روی دسته مبل با سر افتاد زمین!!

ببینیم دیگه یاد میگیره کار خطرناک نکنه!

برچسب: کار خطرناک,کارهای خطرناک با چاقو,کارهای خطرناک, نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 8:49

امروز 5 آذر 95 یعنی تاریخ جالب 9595 هستی برای اولین بار موهاش را بست. ازش فیلم گرفتم.

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 8:49

مدتیه -حدود 10 روز یا بیشتر- که مهراد بدون کمک حدود چند ثانیه می ایسته.

دیشب توی اناق آجی مدت زیادی - حدود 10 تا 20 ثانیه و شاید بیشتر- بدون اینکه به جابی دست بگیره، ایستاد.

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 8:49

الان مهراد پیشم خوابیده. یه عطسه کوچولویذخیلی ناز کرد. طوریکه فکر کردم اولین عطسه اش بوده. بعد یادم اومد موقع سرماخوردگی کلی عطسه کرده.

برچسب: نویسنده: آرمان خلیلی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 8:49

صفحه بندی